وقتی دلم میگیره دوست دارم سرمو روشونه های کسی که دوسش دارم بزارمو زار زار گریه کنم و اون آرومم کنه اما کسی نیست بعدش اونقدر آهم میگیره که نگو هیچ کس نمیتونه تموم تنهایی منو درک کنه بیابون دلم دیگه گرما نداره حتی یه آسمون سیاهو تاریکم نداره ساعت دلم دیگه توان دویدن نداره قفسه ی دلم دیگه طاقت نگه داشتن دلمو نداره میبینی حتی ایناهم دیگه منو نمیخوان ای خدا وقتی دلمو شکستن بالقد انداختنش بیرون تو کجا بودی ؟؟؟شاید وقت نداشتی اون نگاهتو یه خورده به ماهم بندازی منمو یه گیتارشکسته که دیگه نوتی نداره واسه گفتن خیلی بده سرتو بخوای روکسی تکیه بدی که بارها تورو گذاشته رفته خیلی سخته بااین که رفته بازم دلتنگش بشیو وقتی ازخواب بیدارمیشی دنبال صداش بگردی خیلی سخته دیگه توانی نداشته باشی حتی واسه گفتن دوست دارم خیلی سخته وقتی توخیابونی حوواست به کسی نیست یهو یکی ازکنارت رد بشه بوی عطر اونو بده بعد به خودت بیای برگردی ببینی خودشه که با بی احساسی ازکنارت گذشته دستش تو دست یکی دیگست ولی تا وقتی کنارت بوده حاضرنشده دستای تورو بگیره این دلم خیلی خونه هرچی بگم ازدرداش تمومی نداره حس میکنم دیگه برام دلی نمونده نخواستن که بمونه خیلی چیزاسخت شده دیگه حتی دیوار محبت هم به ما وفا نکرده وقتی خواستم بهش تکیه کنم جاخالی داد من بادلم افتادم پایین وخوردشدیم خورد خورد بیشتر ازاونچه فکرشوکنی تنهامو تنهایی هام گفتن نداره
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2